|
Friday, October 19, 2007
افغانستان؛علل، پیامدها و راهکارهای عقب ماندگی اقتصادی
افغانستان؛علل، پیامدها و |
Saturday, September 8, 2007
جاهليت
جاهلیت
جاهلیت از گذشته تا حال : (قسمت اول)
هرگاه از جاهلیت سخن به میان می آید، چنین به نظر می رسد که جاهلیت مربوط به دوران گذشته بوده و امروز در دوران عقلانیت بشر، سخن از آن ، سخنی گزاف و خارج از تمدن است . اما با تامل در مفهوم جاهلیت و آنچه که بر بشر امروز می گذرد، روشن می شود که این معضل بزرگ ، امروزهم گریبان گیر بشر است .
جاهلیت چیست ؟ و آیا با همه تحولات علمی و ترقیات بشر در قرون اخیر ، به کارگیری لفظ جاهلیت در مورد انسان عصر حاضر صحیح است ؟ جاهلیت نخستین (جاهلیت اولی به تعبیر قرآن ) و جاهلیت نوین(جاهلیت ثانی) به چه معنا است ؟ و آثار و علائم جاهلیت دوران ما چیست ؟ اینها مسائلی است که باید مورد بررسی قرار گیرد .
جاهلیت از دیدگاه قرآن و روایات
چنانکه اشاره شد قرآن و روایات راجع به جاهلیت ، تعاریفی دارند که توجه به آن ، بسیاری از حقایق را روشن می سازد . خداوند در قرآن می فرماید : اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیه حمیه الجاهلیه
آنگاه که کافران در دلهای خود تعصب (آنهم) تعصب جاهلی قرار داده اند[1] . حمیت از ماده «حمی» به معنای حرارت است و سپس در معنای غضب ، و بعد از آن در معنای نخوت و تعصب آمیخته با غضب به کار رفته است . علی (ع) در خطبه قاصعه بارها روی این معنا تکیه کرده است و در مزمت ابلیس که پیشوای مستکبران بود می فرماید :
صدقه به ابناء الحمیه و اخوان العصبیه و فرسان الکبر و الجاهلیه
او را فرزندان نخوت و حمیت و برادران عصبیت و سواران بر مرکب کبر و جهالت تصدیق کردند .
و در جای دیگر – در همین خطبه – به هنگامی که مردم را از تعصبات جاهلیت بر حذر می دارد ، می فرماید :
شراره های تعصب و کینه های جاهلی را که در قلب دارید خاموش سازید ، که این نخوت و حمیت ناروا در میان مسلمانان ، از القائات و نخوتها و وسوسه های شیطان است .[2]
در حدیثی از امام علی بن الحسین (ع) آمده که وقتی از حضرت درباره عصبیت سوال کردند ، فرمود :
تعصبی که موجب گناه است اینست که انسان بدان قوم خود را از نیکان قوم دیگر برتر بشمرد . ولی دوست داشتن قوم خود ، تعصب نیست . تعصب آن است که آنها را در ظلم یاری کند .[3]
قرآن در بیان داستان شب بعد از جنگ احد و احتمال خطر حمله مشرکین به مدینه و ترس انسانهای منافق و ضعیف الایمان می فرماید :
ثم انزل علیکم من بعد الغم آمنه نعاسا یغشی طائفه منکم و طائفه قد اهمتهم انفسهم یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه
سپس خداوند بعد از آن اندوه ، آرامشی به صورت خواب سبکی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت . گروهی تنها در فکر جان خود بودند و درباره خدا ، گمان های ناروا همچون گمان های دوران جاهلیت می بردند .[4]
آنها در مورد خدا گمان های نادرست همچون گمان های دوران جاهلیت و قبل از اسلام داشتند و در افکار خود احتمال دروغ بودن و عده های پیامبر (ص) را می دادند و به یک دیگر و یا به خویشتن می گفتند : آیا ممکن است با دین وضع دلخراشی که می بینیم پیروزی نصیب ما بشود . یعنی بسیار بعید و غیرممکن است . قرآن در جواب آنها می گوید : بگو همه امور برای خداست.[5]
قرآن در پیام دیگری اشاره می فرماید :
افحکم الجاهلیه یبغون ؟ و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون .
آیا خواستار حکم جاهلیت اند ؟ برای مردمی که یقین دارند داوری هیچ کس از خدا بهترنیست .[6]
در کتاب کافی از علی (ع) نقل شده است که فرمودند :
الحکم حکمان ، حکم الله و حکم الجاهلیه فمن اخطا حکم الله حکم بحکم الجاهلیه .
حکم دو گونه بیشتر نیست یا حکم خداست یا حکم جاهلیت و هرکس حکم خدارا رها کند به حکم جاهلیت تن در داده است.[7]
از اینجا روشن می شود مسلمانانی که با داشتن احکام آسمانی به دنبال قوانین ساختگی باطل دیگر افتاده اند ، در حقیقت در مسیر جاهلیت گام نهاده اند .[8]
حضرت علی (ع) می فرماید :
پیامبر گرامی اسلام (ص) بعد از مراسم حج به طرف مدینه حرکت فرمودند ،در بین راه ماجرای غدیرخم و خطبه آن حضرت مطرح شد .پیامبر در آن خطبه معروف فرمودند: به خدا قسم خداوند به انبیاء و رسولان در مورد من بشارت داده ، من آخرین انبیاء و رسولانم و من حجت خدا بر همه مخلوقات آسمانها و زمینم . هر کس در این موضوع شک کند کافر است ، آن هم کفر جاهلیت اول ، و کسی که در این گفتارم تردیدکند در همه چیز تردید کرده و تردید کننده در آتش جهنم است.[9]
پیامبر گرامی اسلام (ص) نگاهی به حضرت علی (ع) نموده آنگاه فرمودند :
یا علی من ابغضک اماته الله میته جاهلیه و حاسبه بما عمل ، یوم القیامه .
ای علی ، کسی که دشمن تو باشد ، خداوند او را به مرگ جاهلیت می میراند . وبراساس آنچه عمل کرده در روز قیامت با او رفتار می شود.[10]
امام صادق (ع) می فرماید :
من شرب مسکرا لم تقبل منه صلاته اربعین یوما . فان مات فی الاربعین، مات میته جاهلیه و ان تاب ، تاب الله علیه :
کسی که شراب بنوشد ، چهل شبانه روز نمازش پذیرفته نیست و اگر در این چهل روز بمیرد به مرگ جاهلیت مرده ، ولی اگر توبه کند خداوند توبه اش را می پذیرد .[11]
از مجموع آیات و روایاتی که در این باب ذکر شد می توان مصادیق جاهلیت را در موارد زیر خلاصه نمود:
1- حکم و حکومت ناحق ، رفتار خلاف قانون الهی و مبتنی بر هوی و هوس و روی گردانی از دستورات الهی.
2- بی توجهی به وعده های الهی و بداندیشی درباره افعال خداوند .
3- پای فشردن بر خواسته های نابه جا ، تعصب و جانب داری بی دلیل از عقاید و اندیشه های باطل .
4- نژاد پرستی و برتری قوم و قبیله بدون دلیل منطقی(حمیت جاهلیت) .
5- فساد اخلاقی و شراب و قمار ، و جنگو غارت گری.
6- عدم پذیرش رهبری صالح و معصوم و بی توجهی به احکام الهی .
[1] - فتح / 26
[2] - تفسیر نمونه ، جلد 22 ، صفحه 100
[3] - نور الثقلین ، ج 5 ، ص 73
[4] - آل عمران / 154
[5] - تفسیر نمونه ، ج 3 ، ص 133
[6] - مائده / آیه 50
[7] - تفسیر نور الثقلین ، در تفسیر آیه 50 مائده
[8] - تفسیر نمونه ، ج 4 ، ص 406
[9] - مستدرک وسایل الشیعه ، ج 18، ص 184
[10]-بحارالانوار جلد39،ص265
[11]- فروع کافی،ج6،ص400
جاهلیت از گذشته تا حال : (قسمت اول)
هرگاه از جاهلیت سخن به میان می آید، چنین به نظر می رسد که جاهلیت مربوط به دوران گذشته بوده و امروز در دوران عقلانیت بشر، سخن از آن ، سخنی گزاف و خارج از تمدن است . اما با تامل در مفهوم جاهلیت و آنچه که بر بشر امروز می گذرد، روشن می شود که این معضل بزرگ ، امروزهم گریبان گیر بشر است .
جاهلیت چیست ؟ و آیا با همه تحولات علمی و ترقیات بشر در قرون اخیر ، به کارگیری لفظ جاهلیت در مورد انسان عصر حاضر صحیح است ؟ جاهلیت نخستین (جاهلیت اولی به تعبیر قرآن ) و جاهلیت نوین(جاهلیت ثانی) به چه معنا است ؟ و آثار و علائم جاهلیت دوران ما چیست ؟ اینها مسائلی است که باید مورد بررسی قرار گیرد .
جاهلیت از دیدگاه قرآن و روایات
چنانکه اشاره شد قرآن و روایات راجع به جاهلیت ، تعاریفی دارند که توجه به آن ، بسیاری از حقایق را روشن می سازد . خداوند در قرآن می فرماید : اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیه حمیه الجاهلیه
آنگاه که کافران در دلهای خود تعصب (آنهم) تعصب جاهلی قرار داده اند[1] . حمیت از ماده «حمی» به معنای حرارت است و سپس در معنای غضب ، و بعد از آن در معنای نخوت و تعصب آمیخته با غضب به کار رفته است . علی (ع) در خطبه قاصعه بارها روی این معنا تکیه کرده است و در مزمت ابلیس که پیشوای مستکبران بود می فرماید :
صدقه به ابناء الحمیه و اخوان العصبیه و فرسان الکبر و الجاهلیه
او را فرزندان نخوت و حمیت و برادران عصبیت و سواران بر مرکب کبر و جهالت تصدیق کردند .
و در جای دیگر – در همین خطبه – به هنگامی که مردم را از تعصبات جاهلیت بر حذر می دارد ، می فرماید :
شراره های تعصب و کینه های جاهلی را که در قلب دارید خاموش سازید ، که این نخوت و حمیت ناروا در میان مسلمانان ، از القائات و نخوتها و وسوسه های شیطان است .[2]
در حدیثی از امام علی بن الحسین (ع) آمده که وقتی از حضرت درباره عصبیت سوال کردند ، فرمود :
تعصبی که موجب گناه است اینست که انسان بدان قوم خود را از نیکان قوم دیگر برتر بشمرد . ولی دوست داشتن قوم خود ، تعصب نیست . تعصب آن است که آنها را در ظلم یاری کند .[3]
قرآن در بیان داستان شب بعد از جنگ احد و احتمال خطر حمله مشرکین به مدینه و ترس انسانهای منافق و ضعیف الایمان می فرماید :
ثم انزل علیکم من بعد الغم آمنه نعاسا یغشی طائفه منکم و طائفه قد اهمتهم انفسهم یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه
سپس خداوند بعد از آن اندوه ، آرامشی به صورت خواب سبکی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت . گروهی تنها در فکر جان خود بودند و درباره خدا ، گمان های ناروا همچون گمان های دوران جاهلیت می بردند .[4]
آنها در مورد خدا گمان های نادرست همچون گمان های دوران جاهلیت و قبل از اسلام داشتند و در افکار خود احتمال دروغ بودن و عده های پیامبر (ص) را می دادند و به یک دیگر و یا به خویشتن می گفتند : آیا ممکن است با دین وضع دلخراشی که می بینیم پیروزی نصیب ما بشود . یعنی بسیار بعید و غیرممکن است . قرآن در جواب آنها می گوید : بگو همه امور برای خداست.[5]
قرآن در پیام دیگری اشاره می فرماید :
افحکم الجاهلیه یبغون ؟ و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون .
آیا خواستار حکم جاهلیت اند ؟ برای مردمی که یقین دارند داوری هیچ کس از خدا بهترنیست .[6]
در کتاب کافی از علی (ع) نقل شده است که فرمودند :
الحکم حکمان ، حکم الله و حکم الجاهلیه فمن اخطا حکم الله حکم بحکم الجاهلیه .
حکم دو گونه بیشتر نیست یا حکم خداست یا حکم جاهلیت و هرکس حکم خدارا رها کند به حکم جاهلیت تن در داده است.[7]
از اینجا روشن می شود مسلمانانی که با داشتن احکام آسمانی به دنبال قوانین ساختگی باطل دیگر افتاده اند ، در حقیقت در مسیر جاهلیت گام نهاده اند .[8]
حضرت علی (ع) می فرماید :
پیامبر گرامی اسلام (ص) بعد از مراسم حج به طرف مدینه حرکت فرمودند ،در بین راه ماجرای غدیرخم و خطبه آن حضرت مطرح شد .پیامبر در آن خطبه معروف فرمودند: به خدا قسم خداوند به انبیاء و رسولان در مورد من بشارت داده ، من آخرین انبیاء و رسولانم و من حجت خدا بر همه مخلوقات آسمانها و زمینم . هر کس در این موضوع شک کند کافر است ، آن هم کفر جاهلیت اول ، و کسی که در این گفتارم تردیدکند در همه چیز تردید کرده و تردید کننده در آتش جهنم است.[9]
پیامبر گرامی اسلام (ص) نگاهی به حضرت علی (ع) نموده آنگاه فرمودند :
یا علی من ابغضک اماته الله میته جاهلیه و حاسبه بما عمل ، یوم القیامه .
ای علی ، کسی که دشمن تو باشد ، خداوند او را به مرگ جاهلیت می میراند . وبراساس آنچه عمل کرده در روز قیامت با او رفتار می شود.[10]
امام صادق (ع) می فرماید :
من شرب مسکرا لم تقبل منه صلاته اربعین یوما . فان مات فی الاربعین، مات میته جاهلیه و ان تاب ، تاب الله علیه :
کسی که شراب بنوشد ، چهل شبانه روز نمازش پذیرفته نیست و اگر در این چهل روز بمیرد به مرگ جاهلیت مرده ، ولی اگر توبه کند خداوند توبه اش را می پذیرد .[11]
از مجموع آیات و روایاتی که در این باب ذکر شد می توان مصادیق جاهلیت را در موارد زیر خلاصه نمود:
1- حکم و حکومت ناحق ، رفتار خلاف قانون الهی و مبتنی بر هوی و هوس و روی گردانی از دستورات الهی.
2- بی توجهی به وعده های الهی و بداندیشی درباره افعال خداوند .
3- پای فشردن بر خواسته های نابه جا ، تعصب و جانب داری بی دلیل از عقاید و اندیشه های باطل .
4- نژاد پرستی و برتری قوم و قبیله بدون دلیل منطقی(حمیت جاهلیت) .
5- فساد اخلاقی و شراب و قمار ، و جنگو غارت گری.
6- عدم پذیرش رهبری صالح و معصوم و بی توجهی به احکام الهی .
[1] - فتح / 26
[2] - تفسیر نمونه ، جلد 22 ، صفحه 100
[3] - نور الثقلین ، ج 5 ، ص 73
[4] - آل عمران / 154
[5] - تفسیر نمونه ، ج 3 ، ص 133
[6] - مائده / آیه 50
[7] - تفسیر نور الثقلین ، در تفسیر آیه 50 مائده
[8] - تفسیر نمونه ، ج 4 ، ص 406
[9] - مستدرک وسایل الشیعه ، ج 18، ص 184
[10]-بحارالانوار جلد39،ص265
[11]- فروع کافی،ج6،ص400
Monday, August 27, 2007
امير شهر أفتاب

امیر شهر آفتاب
ای بهارستان اقبال ، ای چمن سیما، بیا
فصل سیر دل گذشت ، اکنون به چشم ما بیا
بحر هرسو رونه د ، امواج گرد راه اوست
هردوعالم دررکابت می دود ، تنها بیا
بیش ازین نتوان اسیر داغ حرمان زیستن
یا مرا با خودببرآنجاکه هستی ، یا بیا
« امیر » شهر آفتاب ، ازگدار سحر گذشته وبه صحرای « سپیده » گام نهاده است. سوغاتی سفرش ، خورجینی پراز ستاره است که ازآسمان تیره شب هجران ، دانه دانه چیده واکنون ، ماه درمشت ، و علم بردوش-کریمانه- می آید ، تا به هرعاشق منتظری ستاره ای بخشد وهر پاره ای از« ماه » را نثار« مهپاره » ای کند.
قرنهاست ، غم فراق قائم قبیله ، برقلب های مان سنگینی می کند،وملول ازدیو ودد- به روزروشن – گردجهان می گردیم تا «محبوب » مطلوب وموعود ، ازجمال کبریائی ، نقاب برگیرد وشب طویل وتلخ هجر را به صبح شیرین دیدار ، مبد ل کند.
دیریست درجای جای جهان یاجوج وماجوج ها جور وجفا برضعفا کنند و«یزید»ها برجایگه «بایزید» هانشسته ودم ازخونخواهی حسین ها می زنند.
بچه های « عوج بن عنق» درسراسرگیتی، چون پدردراز قد وغدارشان ،قدکشیده وپادراعماق اقیانوس ها وسربربالای ابرها دربرابر عدالتخواهان عالم، قدعلم کرده اند.
ای موسای زمان! زودتراز «طورسینین» به دامن دشت ها وشهرها درآی ونسل سامریان دوران ، به تیغ ایمان برانداز وگوسا له های طلای وبی مغز وقلب وشعور را باتبر بت شکنت بشکن،که گوسا له پرستان ، بازار مکر شان، سخت گرم وپرمشتری است.
دراین شب سیاهم ، گم گشت راه مقصود
ازگوشه ای برون آی، ای کوکب هد ایت
رندان تشنه لب را ، آبی نمی دهد کس
گوی ولی شنا سان رفتند ازاین ولایت
ای عندلیب خوش الحان باغ ایمان ، دربوستان آدمیان ، نغمه عشق وعدالت سرکن تا باصوت سبز اذانت ، درچهار فصل سال ، گل وریحان دربسیط جهان روید، و درخت عدل و داد ، عطرشکوفه مهر ومحبت به اطراف بپرراکند.
سردار سبز پوش کوی دوست ! توسن صرصر تک وتندخیزت را زین کن که ما « خامان خوابزده»تا لحظه ای که صدای روحنوازسم سمندت را نشنویم، ازجای نمی جنبیم وبه جانب چشمه سار روشن حق نمی شتابیم.
ای چشم همیشه بیدار جهان توخود بهتر دانی که اگر بیائی، بوی رحمان ، از«یمن» کویت مشام مشتا قان را معطر می کند وشیهه شادی بخش براقت، هوش ازسرپیروبرنا می رباید. واگرنرگس مستت بربرزن ما نظر دوزد ، دیدگانمان به دیدنت ، روشنی می گیرد و«گلخن » مان «گلشن» می شود.
ای حجت زمانه وای منجی یگانه مپسند که بیش ازین دلهای بیقرا ، شب وروز ، بهانه ات گیرند وقلب های مشتاق ازغم هجرت خونچکان شوند.
زاده «یعسوب دین» وارث ذوالفقار امیر مومنین ، ازسایه سار سدره وطوبی بدرآی وبا قیام معدلت گسترت بسیط خاک را ازناکسان پاک کن و«نارسان» را با رایحه جانبخش مسیحائی ات به بلوغ عشق ورهایی رهنمون شو.
«نرگس» پاک، امشب شیرین ترین مژده وصل را به گوش ساکنان ارض وسما می رساند ، ونخل باسق ولایت ، ثمری ثمین ، به اهل زمین هدیه می دهد. ازدست افشانی افلا کیان وسماع تما می ذرات جهان ، عیان است که « مهدی موعود » قدم به عرصه وجود می گذارد تا به اراده«رب جلیل» نقاب برزخ زند وبه گاه گمرهی زمینیان ، چراغ هدایت را فرا راه بشر گیرد.
ای بهارستان اقبال ، ای چمن سیما، بیا
فصل سیر دل گذشت ، اکنون به چشم ما بیا
بحر هرسو رونه د ، امواج گرد راه اوست
هردوعالم دررکابت می دود ، تنها بیا
بیش ازین نتوان اسیر داغ حرمان زیستن
یا مرا با خودببرآنجاکه هستی ، یا بیا
« امیر » شهر آفتاب ، ازگدار سحر گذشته وبه صحرای « سپیده » گام نهاده است. سوغاتی سفرش ، خورجینی پراز ستاره است که ازآسمان تیره شب هجران ، دانه دانه چیده واکنون ، ماه درمشت ، و علم بردوش-کریمانه- می آید ، تا به هرعاشق منتظری ستاره ای بخشد وهر پاره ای از« ماه » را نثار« مهپاره » ای کند.
قرنهاست ، غم فراق قائم قبیله ، برقلب های مان سنگینی می کند،وملول ازدیو ودد- به روزروشن – گردجهان می گردیم تا «محبوب » مطلوب وموعود ، ازجمال کبریائی ، نقاب برگیرد وشب طویل وتلخ هجر را به صبح شیرین دیدار ، مبد ل کند.
دیریست درجای جای جهان یاجوج وماجوج ها جور وجفا برضعفا کنند و«یزید»ها برجایگه «بایزید» هانشسته ودم ازخونخواهی حسین ها می زنند.
بچه های « عوج بن عنق» درسراسرگیتی، چون پدردراز قد وغدارشان ،قدکشیده وپادراعماق اقیانوس ها وسربربالای ابرها دربرابر عدالتخواهان عالم، قدعلم کرده اند.
ای موسای زمان! زودتراز «طورسینین» به دامن دشت ها وشهرها درآی ونسل سامریان دوران ، به تیغ ایمان برانداز وگوسا له های طلای وبی مغز وقلب وشعور را باتبر بت شکنت بشکن،که گوسا له پرستان ، بازار مکر شان، سخت گرم وپرمشتری است.
دراین شب سیاهم ، گم گشت راه مقصود
ازگوشه ای برون آی، ای کوکب هد ایت
رندان تشنه لب را ، آبی نمی دهد کس
گوی ولی شنا سان رفتند ازاین ولایت
ای عندلیب خوش الحان باغ ایمان ، دربوستان آدمیان ، نغمه عشق وعدالت سرکن تا باصوت سبز اذانت ، درچهار فصل سال ، گل وریحان دربسیط جهان روید، و درخت عدل و داد ، عطرشکوفه مهر ومحبت به اطراف بپرراکند.
سردار سبز پوش کوی دوست ! توسن صرصر تک وتندخیزت را زین کن که ما « خامان خوابزده»تا لحظه ای که صدای روحنوازسم سمندت را نشنویم، ازجای نمی جنبیم وبه جانب چشمه سار روشن حق نمی شتابیم.
ای چشم همیشه بیدار جهان توخود بهتر دانی که اگر بیائی، بوی رحمان ، از«یمن» کویت مشام مشتا قان را معطر می کند وشیهه شادی بخش براقت، هوش ازسرپیروبرنا می رباید. واگرنرگس مستت بربرزن ما نظر دوزد ، دیدگانمان به دیدنت ، روشنی می گیرد و«گلخن » مان «گلشن» می شود.
ای حجت زمانه وای منجی یگانه مپسند که بیش ازین دلهای بیقرا ، شب وروز ، بهانه ات گیرند وقلب های مشتاق ازغم هجرت خونچکان شوند.
زاده «یعسوب دین» وارث ذوالفقار امیر مومنین ، ازسایه سار سدره وطوبی بدرآی وبا قیام معدلت گسترت بسیط خاک را ازناکسان پاک کن و«نارسان» را با رایحه جانبخش مسیحائی ات به بلوغ عشق ورهایی رهنمون شو.
«نرگس» پاک، امشب شیرین ترین مژده وصل را به گوش ساکنان ارض وسما می رساند ، ونخل باسق ولایت ، ثمری ثمین ، به اهل زمین هدیه می دهد. ازدست افشانی افلا کیان وسماع تما می ذرات جهان ، عیان است که « مهدی موعود » قدم به عرصه وجود می گذارد تا به اراده«رب جلیل» نقاب برزخ زند وبه گاه گمرهی زمینیان ، چراغ هدایت را فرا راه بشر گیرد.
Subscribe to:
Comments (Atom)